روز صد و هشتاد و چهارم

پسرک بی نظیر من 6 ماهه شدی . 6 ماهه که من خوشبخت ترین آدم روی زمینم .

پسرم تو می تونی سینه خیز بری و تلاش می کنی که کم کم چهار دست و پا هم بری . می تونی خیلی کم بشینی و باید تکیه گاه داشته باشی .

غذا می خوری و غذا خوردنو دوست داری. سوپ و حریره بادوم و آبمیوه و ... 4 وعده در روز . بالاخره موفق شدی با قطره آهن کنار بیای .  با اسباب بازیهات سرگرم میشی . مخصوصا عروسک موزیکال تختتو خیلی دوست داری . با صداش آروم میشی . حتما یاد اون زمانی می افتی که تو دل مامان بودی آخه اون موقعا من نخشو می کشیدم و میذاشتمش روی دلم تا تو هم صداشو بشنوی .

همیشه خنده رو لباته ولی موقعی که بغل کسایی می ری که باهاشون آشنا نیستی لب ور می چینی و قیافت خیلی با مزه میشه .

از دیدن خودت توی آینه لذت می بری . گاهی اوقات هم دست و پا می زنی که بیای بغل من . منی که توی آینه ست . من و بابا رو کاملا میشناسی و

.

.

.

به من می گی ماما

وقتی که مشغول کارهامم و می خوای که بغلت کنم می گی ماما . ما . آما ومنظورت همون مامانه . البته یه بارم بَ‌ بَ گفتی . اینم بگم که خودم شیطان بیشتر باهات تمرین مامان گفتن می کنم .

 

و اما کادوی 6 ماهگی

 

Image hosting by IMGBoot.com

6 ماهگیت مبارک .

 

فردا نوبت واکسن 6 ماهگیته . خدا جون مواظب پسر صبور من باش .

/ 0 نظر / 22 بازدید