روز شصتم - دو ماهگی

Image hosting by IMGBoot.com

 

امروز واکسن ٢ ماهگی رو زدی . من پاهاتو گرفته بودم و تو در خواب ناز بودی . واکسنو که زدن جیغ کشیدی . من زود بغلت کردم و آروم شدی . غافل از اینکه یکی دیگه هم هست . به اون یکی رانت هم واکسن دیگه رو زدند و تو یک بار دیگه جیغ زدی و گریه کردی . چشمات اشک آلود شد . آخیییییییییی خیلی دلم برات سوخت .

اینطوری شد که ٢ ماهگیت با درد و گریه شروع شد .

برای ٢ ماهگیت کیک نداریم . اینقدر از گریه ها و بی تابیهای بعد از واکسن ٢ ماهگی شنیده بودم که با خودم گفتم حتما شب نا آرومی رو خواهیم داشت و دل و دماغی برای کیک و این حرفا نمی مونه . اما خدا رو شکر که حالت خوبه . نه تب داری و نه درد . شایدم تاثیر قنداق بود که پاتو تکون ندادی و درد نداشتی . به هر حال به خیر گذشت .

درسته که کیک نداریم ولی کادو که داریم برای گل پسر صبورم . می دونم که تا ٣ سالگی به دردت نمی خوره . اما خوشم اومد ازش و برات خریدم . دو ماهگیت مبارک .

 

Image hosting by IMGBoot.com

/ 1 نظر / 9 بازدید
رها

سلام خاله جان. اوهههه! چقدر مامان واست به روز کرده. راستی دو ماهگیت مبارک. می بوسمت. [ماچ]