نویسنده: مهدخت - ۱۳٩٠/٩/٢٩
روزهای مربایی
مادرانه های من برای پسرم همایون
نویسنده: مهدخت - ۱۳٩٠/٩/٩
سلام پسر کوچولوی قشنگم
امروز یه مهمون عزیز داشتی : سپهر
حسابی با هم آتیش سوزوندین و نذاشتین مامانا با هم دو کلوم حرف بزنن
اینم عکس تو با سپهر کوچولو
نویسنده: مهدخت - ۱۳٩٠/٩/۱٥
پسرم امروز دهم محرم و روز عاشوراست . دیروز ساعت 11 تصمیم گرفتیم بریم گناباد و 12 حرکت کردیم . آخه اونجا مراسم شبیه خوانی برگزار میشه و من خاطرات زیادی از این مراسم دارم . دوست داشتم تو هم ببینی !
همایون کنار گهواره علی اصغر (ع)
نویسنده: مهدخت - ۱۳٩٠/٩/٢۳
پسر کوچولوی قشنگم نمی دونم چطوری باید وبلاگتو آپ نگه دارم . اولا اینکه دیگه کم کم داری همه دکمه های لپ تاپو می کنی و دوم اینکه هر موقع بازش می کنم تا برات بنویسم اینه حال و روز من !
ولی امروز اومدم که برات ثبت کنم : تو از دیروز یعنی 22 آذر 90 می تونی خودت از روی زمین بلند شی و بری روی اسب چوبیت بشینی ! خیلی تعجب کردم وقتی این منظره رو دیدم .







