پسر کوچولوی قشنگم
7 ماهه شدی . 7 ماه زیبا و فراموشش نشدنی رو در کنار تو گذروندم و از این بابت شکر گزار خدای مهربونم .
تو این مدتی که برات ننوشتم تو یه عالمه مهارت کسب کردی .
این ماه با هم تمرین نشستن کردیم . اول با وسایل کمک آموزشی !!
و حالا تو می تونی بدون کمک بشینی
وقتی آب می خوای نچ نچ می کنی و کاملا منظورو می رسونی که تشنته .
4 دست و پا نمی ری ولی با یه حرکتی بین خزیدن و جهیدن خودتو به هر چیزی که می خوای می رسونی و تقریبا همه جا دنبال من میای . تو عاشق ریشه های فرشی و به محض اینکه می ذاریمت رو زمین خودتو بهش می رسونی و ...
بعضی وقتا اصلا حاضر نیستی بشینی یا بخوابی دوست داری راه بری . بهمین خاطر روروئک صدرا جون -پسر خاله - رو گرفتیم و حالا تو داری یه روروئک سوار حرفه ای می شی . توی روروئک می شینی و الان دیگه می تونی باهاش راه بری .
بغیر از دستمال کاغذی برای گوشی تلفن و ماشین حساب و خودکار هم گریه می کنی . و برای چیزی که یر وفق مرادت نباشه اعتراض خودتو نشون می دی .
و شدیدا قلقلکی هستی .
امروز برای اولین بار با هم آب بازی کردیم . خیلی خوشت اومده بود . لپات گلی شده بود و حسابی ذوق کردی .
و این هم همایون خسته بعد از آب بازی
پنبه نرم و نازک من همه دنیای منی . هفت ماهگیت مبارک
اینم کادوی 7 ماهگی








بیشتر باهات تمرین مامان گفتن می کنم .





















